حقیقت مرگ
خاک درت مقصد و مقصود
ما...

گاهی آدم به خاطر گذار از مرحله ای چنان درد می کشد و تغییر می کند که دیگر خودش هم نمی تواند خودش را بشناسد شاید فقط از نشانه هایی که حوادث مختلف روی آدم جای می گذارند می توانیم خودمان را بشناسیم: آن نشانه ها تنها چیزهایی هستند که فکر های ما را به هم وصل می کنند و نمی گذارند از هم بپاشیم...
شاید همه درد ها برای این است که پاک بمیریم: شاید اولین آرزوی هر آدمی بعد از مرگ این است که برگردد و یک جور دیگر شروع کند.


شاید هم وقتی از مرگ نجات پیدا می کنیم از تصمیمی که به مرگ منتهی می شود بر می گردیم یا حتی به خواب می رویم در حقیقت مرده ایم اما خدا می خواهد بار دیگر به زندگی برگردیم تا جبران کنیم.
بدن ما گور ما می شود و ما پس از مرگ در گوری که همراهمان است زندگی می کنیم.
همه کسانی که به نوعی بر مرگ چیره شده اند نقطه ضعفشان قبول فرصتی است که بهشان داده اند.

شاید این مهلت های مجدد برای رسیدن به پاکی است...
